فکر میکردم در آغوشش بگیرم بهتر استبعدها دیدم در آغوشش بمیرم بهتر است
گرم آغوشش شدم ، دست و دلش لرزید و گفت:شاید از دستت دلم را پس بگیرم بهتر است از قفس ، هرکس رهایت می کند، عاشقتر استاین که من با آن که آزادم، اسیرم، بهتر است عشق من ! این روزهــا آزادگان زندانی اندزندگی ، بی عشق ، زندان است ، گیرم بهتر است !عشق من ! ای کاش بودی ، عشق من ای کاش بودزندگی ، این طور اگر باشد ، بمیـــرم بهتر است....
برچسب:
نویسنده: مهسا هاشمی